امر شناخت مهم ترین مسئله در هر پروژه ای می باشد. علی الخصوص وقتی از ماهیت پروژه و پیچیدگی های اطلاعی در دست نباشد. لازمه ی فعالیت در یک بنا یا بافت تاریخی شناخت دقیق ابعاد مختلف آن است، بدون شناخت و آگاهی کافی، مداخله امیری غیر منطقی است. شناخت یک بنا یا بافت تاریخی جهت ارائه یک طرح مرمت و احیا خوب، به سه بعد تفکیک می شود. بعد اجتماعی و تاریخی که به مطالعه بافت یا دانه ها در سطوح تاریخی و اجتماعی می پردازد، این موارد شامل مطالعه و گذار بر متون تاریخی، تصاویرتاریخی، مصاحبات اجتماعی و … می باشد.
بعد علمی نیز به به بررسی موضوعات مشابه و شیوه برخورد علمی با اثر می باشد که در این بخش، مطالعه متون علمی و مرتبط، نظریه ها، قوانین و منشورهای بین المللی می تواند راهگشا باشد. اتخاذ تئوری و شیوه مداخله در اثر از این بخش استخراج می شود. بعد کالبدی به تهیه نقشه های وضع موجود، مطالعه بنا در سطوح مختلف فضایی، فنی و ساختاری و تزیینات می پردازد. همچنین ارتباط کالبدی با محیط پیرامون و تاثیر وتاثر آنها برهم از موارد مهمی است که در این بخش مورد مطالعه قرار می گیرد. تمام این موارد جهت دست یابی به شناخت جامع و کامل یم بنا یا اثر ضروری و مهم می باشند اما در این میان تهیه نقشه های وضع موجود از اهمیت و ضرورت بالاتری برخوردار می باشد.
با توجه به فرسودگی بناهای تاریخی و قرارگیری آنها در معرض عوامل مخل و امکان طولانی شدن فرآیند مطالعه و ارائه طرح، تخریب کامل و یا بخش های مهمی از بنا در هر لحظه ممکن می باشد. لذا اولین امر ضروری برای یک مرمتگر در مواجهه با اثر، ثبت دقیق اثر در همان لحظه می باشد که از آن به نام مستندنگاری یاد می شود. با گسترش علم مرمت و مداخله در آثار تاریخی و عیان شدن ضرورت و اهمیت مستندنگاری، منشورهای بین المللی اتفاق نظر خاصی بر این فرآیند دارند. برای مثال منضور صوفیه از اولین اقدامات مرمت و مداخله را مستندنگاری دقیق اثر می داند. در بند 16 منشور ونیز از مستند نمودن همه فعالیت ها، اعم از حفاظت، مرمت و کاوش ها، صحبت شده و بر عکاشی و تهیه ترسیم های فنی از مراحل کار در هر مقطعی از مرمت، استحکام بخشی، پاکسازی و احیا تاکید ویژه دارد و در نهایت انتشار گزارش های مقاطع گوناگون را پیشنهاد می دهد. تهیه گزارش های جامع از همه اقدامات به عمل آمده یا به عبارتی مستندنگاری شیوه و روش مداخله نیز جهت استفاده از متخصصان دیگر ضروری می باشد.
در ایران نیز در اواسط دهه ی 40 شمسی همزمان با پیشبرد پروژه های بزرگ مرمت در اروپا، انستیتو تاریخ و هنر معماری(دانشگاه ملی سابق) با مشارکت سازمان حفاظت آثار باستانی ایران، انستیتو ایتالیایی برای خاورمیانه و خاور دور و دانشگده معماری دانشگاه فلورانس مرکزی تحت عنوان مرکز مستندنگاری و مطالعات معماری ایران تاسیس کردند. هدف اصلی این جمع تربیت افراد متخصص برای مرمت ابنیه تاریخی بود.
با شروع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه و مراکزآموزشی این جمع نیز منحل شد و در دوره دوم تکوین خود یعنی پس از انقلاب فرهنگی در سال 1362 با نام جدید گروه تاریخ معماری و مرمت ابنیه و بافت در دو رسته ی آموزشی و پژوهشی شروع به کار کرد. همزمان پس از چند دهه فعالیت، پژوهش و مستندات گرد هم آمده و در سال 1362 واحدی به نام مرکز اسناد و تحقیقات دانشکده معماری و شهرسازی تکمیل شد. در سال 1397 نیز مرکز اسناد و تحقیقات دانشکده و گروه تاریخ معماری و مرمت باهم ادغام و مرکز مستند نگاری و مطالعات معماری و مرمت پی ریزی شد، پس از آن فعالیت های مستندنگاری از مسیری معین سرعت گرفت.
پس همانطور که ذکر شد مستند نگاری یک از گام های مهم و اولیه در شناخت کالبدی اثر است. مستندنگاری از اندام درشت اثر شروع شده و تا ریزترین عناصر اعم از تزیینات و نوع مواد و متریال ادامه می یابد. این فرآیند در دو مرحله برداشت و لایه نگاری انجام می شود و نتیجه آن ثبت دقیق اثر و اجزا تشکیل دهنده آن می باشد. فرآیند مستند نگاری دارای دو بخش مهم می باشد، ابتدا برداشت و سپس لایه نگاری. تهیه نقشه های وضع موجود و موقعیت دقیق عوارض را برداشت یا رلوه می نامند. در فرآیند مستندنگاری شاید این امر مهم ترین بخش به شمار رود. در سالهای اخیر با گسترش علم و تکنولوژی، این حیطه نیز بی بهره نبوده و از برداشت های مستقیم و دستی به روش های گوناگون رلوه یک اثر دست یافته که وضع موجود اثر را با دقت بسیار بالا ثبت و ارائه می دهد. از استفاده دوربین های نقشه برداری دقیق تا ابداع فتوگرامتریک.
روش ها و تجهیزات بسیار متنوع اند و هر یک برای هدفی کاربرد دارند، باید دانست که چه هدفی از برداشت دنبال می شود. چنانچه برای معرفی ساده بنا باشد، به طبع برداشت چندان دقیقی مدنظر نیست و در مقابل در بنایی مهم، برای دخالت فنی و مهندسی، نیاز به نقشه های بسیار دقیق خواهد بود. پس از هدف از برداشت، امکانات مالی و نیروی انسانی پروژه و نیز محدودیت هایی که در طراحی ممکن است وجود داشته باشد در کنار اهمیت سوژه مورد نظر، تکنیک برداشت را مشخص می کند. در سایت های باستان شناسی با توجه به پیچیدگی کاوش ها و ثبت دقیق تخریبات و وضع موجود شاید بهترین روش فتوگرامتریک است. فتوگرامتریک روشی نوین و پرکاربردی است که با رشد تکنولوژی رواج یافت.
همان طور که از نام آن مشخص است، فتوگرامتری با تصاویر سر وکار دارد. برداشت با استفاده از آنالیز تصاویری انجام می شود که از بنا تهیه شده. این روش با توجه به اینکه از تصاویر تهیه شده از بنا تشکیل می شود دارای جزییات بسیار دقیقی می باشد. سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد موسوم به یونسکو همواره روش های فتوگرامتریک را به کشورهای عضو پیشنهاد می دهد و اقدامات وسیعی برای گسترش این تکنیک و الزام کشورها در ثبت میراث فرهنگی خویش انجام داده است. انجمن ایکوم نیز مبتکر نخستین گردهمایی کاربرد فتوگرامتری در ثبت میراث فرهنگی است و کمیته جهانی فتوگرامتری معماری موسوم به سیپا نیز، با پیشنهادهای این انجمن در سال 1970 میلادی بنیان گذاری شد. در ایران نیز به کارگیری روش های فتوگرامتری در مستند نگاری پروژه های مرمتی و باستان شناسی از دهه ی 1370 به صورت محدود در چند پروژه آغاز شد، اما در سالهای اخیر در پروژه هایی چون برج رادکان، میل اخنجان، ارگ بم و … استفاده بسیار زیادی شد.
فتوگرامتریک به سه دسته ی فضایی، هوایی و بردکوتاه تقسیم می شوند. با توجه به ماهیت پروژه و حجم و وسعت آن یکی از آنها انتخاب می شود. در فتوگرامتری فضایی به وسیله ی ماهواره تصاویر ماهواره تصاویر ثبت می شود، این شیوه جهت ثبت محدوده ای به وسعت یک کشور یا چند استان کاربرد دارد. در فتوگرامتری هوایی با استفاده از هواپیما تصاویر از محدوده ثبت می شوند که این شیوه نیز برای پروژه هایی به وسعت یک شهر یا استان کاربرد بسیار دارد. اما نوع سوم که امروزه بهره زیادی از آن نیز می بریم فتوگرامتری بردکوتاه می باشد. هرگاه فاصله ی عکاسی از سوژه کمتر از 300 متر باشد، این شیوه فتوگرامتری در توع بردکوتاه قرار می گیرد. امروزه با وجود پهبادهای پیشرفته، امر فتوگرامتری هم در نوع هوایی و هم بردکوتاه سهولت و تسریع بسیاری گرفته. اما باید خاطرداشت که در تهیه مستند از یک سوژه با استفاده از روش فتوگرامتری به یک تیم حرفه ای و آموزش دیده لازم است تا تصاویر به دقت ثبت شده تا پس از پردازش دارای کمترین خطای متریک باشند.
خروجی هر پروژه فتوگرامتری را می توان به 3 دسته ابرنقاط 3بعدی رنگی، مدل سه بعدی یکپارچه با بافت واقعی و تصاویرقائم(اورتوگرافی) تقسیم کرد که هر کدام مستقات فتوگرامتری هستند و در پروژه کاربرد های متفاوتی دارند. در تصاویر سه بعدی با بافت واقعی، ریزترین جزییات با اندازه واقعی مشخص است. در تصاویر قائم، در تصویر به مثابه پلان با جزییات دقیق موجود می باشد که می توان تمام اندازه ها را از آن استخراج کرد. در ابنیه ای که دارای تزیینات پیچیده و خاص می باشد برای ثبت و برداشت تزیینات و آسیب های وارده بسیار پرکاربرد است.
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.

آنچه در این روش مهم و قابل اهمیت است، ثبت احوالات کالبدی، آسیب ها و وضع موچود اثر با دقت بسیار بالاست و همین مهم است که این شیوه را در روند مستندنگاری به بهترین متود جهت مستند وثبت تبدیل کرده است. امروزه با توسعه علم و تکنولوژی انجام یک فتوگرامتری بسیار آسان و هزینه مناسبی را در بر دارد.
کشور ایران با توجه به سبقه ی تاریخی و تمدن آن دارای بافت و ابنیه با ارزش بسیاری می باشد که متاسفانه امروزه دوره ی زوال خویش را در پی دارد و بدان بی مهری بسیار می شود، عمده ابنیه بافت دچار تخریب های بسیار شده و هرروز شاهد از دست رفتن بخشی از این تاریخ و هویت هستیم. از طرفی جهت تهیه طرح برای قسمت های باقیمانده زمان بالایی را می طلبد و در همین مدت نیز قسمت هایی دچار آسیب جدی می شوند. لذا بهترین عمل ثبت سریع و بدون فوت وقت و مستندنگاری از قسمت های باقیمانده و شاکله کلی بافت و ابنیه می باشد که پیش تر توضیحاتی در باب انتخاب تکنیک آن وارد شد.
روستای تاریخی بیده با بافت متراکم با ئسعت محدود یکی از این هزاران خطه تاریخی و هویتمند ایران است که پس از ارزش گذاری ابنیه آن تاریخ ایلخانی را به یقین دارد، در کاوش های صورت گرفته در مسجد جامع این روستا، قدمت پیش از اسلام و ساسانی به چشم می خورد که ذکر نام آن در تواریخ معتبر گواه این شواهد کالبدی است. متاسفانه امروزه با تقسیمات کشوری و استانی، روستای بیده در کشمکش شهری شدن یا روستا ماندن سخت ضربه می خورد. هر قسمت از بافت تاریخی با ارزش آن در گذشت زمان تخریب شده و گاها عامل انسانی تشدید این تخریبات را در پی داشته است. پس از مشورت با دهیاری روستا و هم اندیشی تصمیم بر این شد تا از روش علمی ابتدا بدون فوت وقت، از بخش باقی مانده مستند نگاری و برداشت به عمل بیاید تا آنچه امروزه هست را ثبت کنیم. هرچند بخش های مهمی از آن در دوره های قبل تخریب و از بین رفته است.

تصمیم گرفته شد تا ابتدا محدوده بافت به متراژ حدودی 6هکتار را به روش فتوگرامتری مستند کنیم. از تیم حرفه ای دعوت به عمل آمد و پس از جلسات مکرر و بررسی محدوده و با اخذ مجوزهای مربوطه و با توجه به ریزدانگی بافت و درخواست دقت بالا در برداشت مقرر شد تا پرواز در اتفاع 60 متری و با زاویه 60 درجه از سوژه انجام پذیرد. ارتفاع کم پهباد از سوژه سبب دقت بالا در برداشت و کیفیت تصاویر می شد و زاویه تعیین شده بر اساس معابر کم عرض بافت تعیین شد تا نقطه ای از دید پهباد پنهان نماند و در نتیجه مدل سه بعدی با دقت و بهترین کیفیت باشد. پس از تعیین محدوده برداشت بر روی نقشه، تیم پروژه شروع بع نشانه گذاری در محدوده سایت نموده و نقاط محدوده بافت را در GPS ثبت نمودند. ماحصل آن یک چند ضلعی می باشد که لبه ی بافت را مشخص می کند، این مختصات در سیستم پهباد ثبت و به صورت شبکه ای در جهات مختلف در می آید.


پهباد به صورت اتوماتیک پرواز کرده و در نقاط تقاطع این شبکه در جهات مختلف تصویر برداری می کند. در نهایت تعداد 1500 تصویر از بافت تاریخی روستا تهیه شده که در برنامه پردازنده آنالیز شده و خروجی سه گانه فتوگرامتری ماحصل آن بود.